شیما حسینی با پیشینهای در رشته ادبیات کودک و نوجوان و عضویت در شورای کتاب کودک و نوجوان، از سال ۱۳۹۰ بهطور جدی در این حوزه فعالیت کرده و با رویکردی خلاقانه به آموزش و ترجمه پرداخته است. مسیر حرفهای او از تدریس و نوشتن فیلمنامه آغاز شده و با ترجمه بیش از ۳۰کتاب برای کودکان و نوجوانان ادامه یافته است. در این گفتوگو به بررسی چگونگی آغاز همکاری با مدرسه، بازخورد دانشآموزان نسبت به زنگ کتابخوانی، روند تحصیلات، تجربه نوشتن فیلمنامه، و تاثیر خانواده در علاقه به کتابخوانی او پرداختیم. گفتوگویی که ما را در آستانه بازگشایی مدارس با نمونهای از معلمان عاشق کتاب آشنا میکند که جایشان در همه مدارس کشورمان خالی است.
همکاریتان را با مدرسه چگونه شروع کردید؟
با معاون آموزشی مدرسه صحبت کردیم و قرار شد کتابخانه آنجا را دوباره بررسی کنیم ببینیم از نظر موضوعبندی و تعداد کتابها در چه وضعیتی است. کتابخانه مدرسه ما حدود ۳۰۰۰ کتاب دارد. از این تعداد، حدود ۱۷۰ کتاب برای کانون پرورش فکری است که از سالهای دور در آنجا نگهداری میشود.
بازخورد دانشآموزان نسبت به زنگ کتابخوانی چطور بود؟
متاسفانه بچهها کمی به انیمیشن وابستهاند و در ابتدا به کتاب علاقهای نشان نمیدادند. یکیدو تا از قفسههایمان خالی بود. تصمیم گرفتم کتابها را گلچین کنم وجلوی چشمشان بگذارم. در طول صحبتم، درباره مسائل مختلف توضیح میدادم و کتابها را به بچهها معرفی میکردم. من کتابهایی که میخواستم به بچهها معرفی کنم را حتما میخواندم. البته چون در شورای کتاب کودک و نوجوان عضو هستم و رشتهام هم ادبیات کودک و نوجوان است با خیلی از این کتابها آشنا هستم. شورای کتاب کودک ونوجوان یک نهادمستقل است که کتابها راهرساله درزمینههای مختلف بررسی میکند وهرسال فهرستی از کتابهای مناسب این سن را منتشر میکنند.
هرکسی بخواهد میتواند از این فهرست استفاده کند. همچنین، هر کسی در هر شرایطی میتواند در کارگاههایشان ثبتنام کند و یک سال درباره ادبیات کودک و نوجوان آموزش ببیند. من در همین روند از سال ۱۳۹۰ پابند این حوزه شدم.