هوش مصنوعی در خدمت مرگ زمان و مکان

احسان نوری

ندگی انسان امروز به دو بخش کلی با جزئیات فراوان تقسیم می‌شود؛ زندگی پیش از اینترنت و زندگی پس از اینترنت. این پیش و پس و بود و نبود به نوعی همه عرصه‌های زندگی ما را تحت تأثیر خود قرار داده است. بیهوده نیست که دنیای امروز را دنیای انفجار اطلاعات و داده‌ها می‌نامیم.

دنیایی که حجم انبوه، بی‌سامان و گاهی سرگردان اطلاعات با کوچک‌ترین حرکت انگشتانمان و جستجو در پهنه وب خود را به سرعت و بی‌دقت به صحت و سقم به ما می‌رساند و ما نیز در رودربایستی آن سرعت، اطلاعات را سوار ذهن می‌کنیم و به خیال راهبری درست، راهی مسیری ناشناخته می‌شویم. این روزها جهان ما سرشار است از علامه‌های همه‌چیزدان و درس نخوانده و بحث نکرده که هیچ وقت هم گذر و راهشان به کوچه مطالعه، تحقیق و گفت‌وگو نمی‌افتد و همگی نیز از فارغ‌التحصیلان دانشگاه اینترنت هستند!

به دیگر سخن راه اینترنت که به زندگی آدمیزاد باز شد، خیلی از ابعاد حقیقی زندگی انسان به فراموشی عمیق سپرده شد. انسان عصر اینترنت هرگز طعم دلنشین نوشتن نامه، به نظم و نثر و روی کاغذ بی‌خط، احساس مستتر در آن کلمات بی‌بهره از استیکر، ایموجی و… را نخواهد چشید. در عوض انسان امروز با دایره کلمات حداقلی و بی‌تلاش روشنی برای رساندن پیام و مفاهمه معنی، مدام و بی‌وقفه دچار سوتفاهم است. گویی قرار بی‌قرار پیام‌رسانی در پیام‌رسان‌های مجازی، حذف فرصت انسانی و اخلاقی «سخن و گفت‌وگوست». فرصتی که انسان دیروز با تمام پیچ و خم‌های تاریخی زندگی بی‌هوش‌های مصنوعی از آن بهره‌مند بود و انسان امروز با بهره وافر از آن از محضرش بی‌بهره است. قصه پر غصه زندگی در یخچال مجازی، متاورس، هوش مصنوعی و… قصه امروز و دیروز ما نیست ولی بی‌تردید اگر جایگاه او و خود و جامعه انسانی را در مواجهه با آن ندانیم، این قصه غصه فردای ماست.

ما به انگیزه روز جهانی ارتباطات و روابط عمومی، پای سخنان دکتر یونس شکرخواه، استاد دانشگاه‌های علامه طباطبایی و تهران و یکی از بلندآوازه‌ترین و استادترین اساتید علوم ارتباطات اجتماعی و از متخصصان و مترجمان دانش ارتباطات در ایران نشستیم. شکرخواه برای نسل‌های مختلف روزنامه‌نگاری در ایران شناخته‌ترین نام و مرجع‌ترین منبع اطلاعاتی است. همه ما _ خبرنگاران _ از دیروز تا امروز، از وقتی به تعبیر خودش وارد بزرگترین روزنامه وقت ایران(کیهان) شد تا امروز که مدیر گروه ارتباطات و رسانه‌ کمیسیون ملی یونسکو است و همچنان برای آگاهی ما ترجمه می‌کند و می‌نویسد، با آثار او مزه شیرینی خبرنگاری را چشیده‌ایم و با فهم و عمل به آن در روزنامه‌نگاری، شربت گوارای آگاهی را به جان مخاطبان عزیزمان نوشانده‌ایم.

عمر نخستین کتابش «خبر» که آغاز دهه ۷۰ و برای علاقه‌مندان به خبرنگاری نوشته شده است، از عمر بسیاری از روزنامه‌نگاران، خبرنگاران و همچنین صاحبان رسانه در ایران، بیشتر است. شکرخواه به تعبیر همکارانش و به باور شاگردانش از آن دسته معلمان روزنامه‌نگاریست که رنج می‌کشد تا لذت فهم را به جان من و تو ارزان کند. او که امروز از پرسش دانشجویی تحت عنوان «دود چراغ چیست؟» غمگین می‌شود و برای آینده خبرنگاری نگران است، برای آبیاری نونهال روزنامه‌نگاری آنلاین در ایران، در حقیقت سال‌های سال دود چراغ‌ها خورده است! بیهوده نیست که او را پدر روزنامه‌نگاری آنلاین می‌دانیم و همچنان برای رسیدن به آخرین پژوهش‌های این رشته به سراغ ترجمه‌ها، توصیه‌ها و پندهای سراسر حکمت و تجربه‌اش می‌رویم.